تبليغاتX
دست نوشته هاي يك زوج جوان

جنس خوب؟!

چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388
از بچگی یادمه هر وقت بازار می رفتیم،تا فروشنده میخواست بگه این جنس خوبه،میگفت خارجیه!

تو ذهن ما تثبیت شده بود که جنس خارجی یعنی جنس خوب

دیروز رفته بودم بازار کفش بخرم،۹۰ درصد مغازه ها وقتی میخواستن بگن جنس کفششون خوبه،میگفتن ایرانیه!

الان تو بازار کفش جنس ایرانی یعنی جنس خوب!

میدونی چرا؟چون ۲۰:۳۰ یه چند مین برای کفش ایرانی تبلیغ کرده.

عجب نفوذی داره تو ذهن ملت!

 

زمان

دوشنبه سی ام شهریور 1388
بعضی موقع ها زمان چقدر زود از دستت در میره...چشم بهم می زنی میبینی ۳ماه شد.تابستونو میگم.کاش از گذر زمان پشیمون نشیم.کاش یکی هی هشدار بده بهمون وقتی داریم بی هدف روزامونو شب میکنیم و گاهی هم از رو عادت

 

 

 

 

یک ماهگی زندگیمون

دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388
حدودا یک ماهی میشود که به صورت رسمی و مستقل زندگی میکنیم.قبل ازدواج خیلی می ترسیدم،از خیلی چیزها....اما بعد ازدواج فهمیدم آن ترسا بیهورده بود.همه چی جور میشود اگر توکل داشته باشی،حتی شده دقیقه ۹۰!اما بالاخره جور میشود.اگرم نشود حکمتی دارد که بعدا می فهمی

بعضی وقتا که با بزرگترانم مشورت میکنم یا آنها نصیحتم میکنن بخاطر اضطراب فراوانم در گذشته،بهم میگفتند تو میخواهی خدایی کنی،توکل کن

من ان موفع نمیفهمیدم یعنی چی؟برایم سخت بوداما حالا تو زندگی مشترکمان با همه وجودم حس میکنم.الهی شکر

انقدر دلبسته زندگیمان شده ام که اگر مدت زمانی را بیرون خانه سپری کنم،دوست دارم هرچه زودتر برسم خانمان،آرامش خاصی دارد .یکی از دعاهایم در شب قدر این بود که کاش همه جوانان در سن پایین شرایط ازدواج برایشان پیش آید و زندگی متاهلی را تجربه کنن.البته با همسری  با خصوصیات شوهر من

دوست دارم برم پابوس امام رضا...تو چند سال اخیر سالی ۲بار مشهد می رفتم،اما امسال فقط سال تحویل مشهد بودم

زائر بارانی ام آقا به دادم می رسی؟

بی پناهم خسته ام تنهاُ به دادم میرسی؟

گر چه آهو نیستم اما پر از دلتنگی ام

ضامن چشمان آهو ها به دادم میرسی؟

من دخیل التماسم را به چشمت بسته ام

هشتمین دردانه زهرا به دادم میرسی؟